تبلیغات
وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل - فلسفه حجاب زن از دیدگاه اسلام

تصاویر منتخب

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

صفحات دیگر

پیوندها

تصاویر برگزیده

شبکه های اجتماعی



فلسفه حجاب زن از دیدگاه اسلام

رقیه ساجدی

مدرس دانشگاه علوم پزشکی سمنان

چکیده

حجاب در فرهنگ ملی و اسلامی ما از جایگاه رفیعی برخوردار است. دشمنان همواره تلاش کردهاند بین حجاب و اصل دین پیوندی ناگسستنی ایجاد کنند تا اولین فتحشان شکست دین باشد. آنها ارزشی به مراتب بیش از آنچه مورد نظر دین است، برای حجاب ترسیم کردهاند و تمام دینداری را در حجابداری خلاصه کردهاند، و سپس با همین دستاویز در کشورهای مانند ایران، آغاز تهاجم فرهنگی و اسلام زدایی را مقابله با حجاب آغاز کرده و متاسفانه در این راه موفقیتی چشمگیر هم بدست آوردهاند.

حجاب نقش بزرگی را در تکامل جامعه و رسیدن امت اسلامی به هدف آفرینش، پاکی، عفت، اصالت و هویت فرهنگی ایفا میکند. یکی از ظرایف فرهنگ اسلامی که موجب استحکام و گرمی خانواده میگردد و مانع رشد فساد و تباهی جامعه میشود و جریان زندگی بشر را در مسیر اصلی خود قرار میدهد، پوشش اسلامی است. پوشش اسلامی، عفاف و شخصیت زن و متانت وی را نمودار میکند و از عرضه دست و دلبازانه متاع وی ممانعت میکند و او را همچون دری گرانبها در بر میگیرد. حجاب به زندگی خانوادگی گرمی میبخشد و پاکی و عفت را به ارمغان میآورد. پوشش سپری در مقابل رهزنان گوهر عفاف است و موجب کمانه کردن تیر زهرآگین چشم ناپاکان میشود. پوشش از نظر اسلام، نه فقط به عنوان یک حفاظ که جامعه را از ابتذال و تشنج جنسی باز میدارد، بلکه به مثابهی یک ارزش والا و متعالی برای زن تشریع شده است.

 

کلمات کلیدی :

فرهنگ اسلامی، حدود پوشش از نظر اسلام، حجاب و جهان بینی.

 

مقدمه

دین اسلام در مسایل اجتماعی، همواره برنامههایی را ارائه میدهد که منش و شیوه زندگی اجتماعی درست را تامین کند و به ارائه روشهایی مبادرت میورزد که موجب تحکیم روابط اجتماعی و آرامش روانی افراد در رابطه با یکدیگر میگردد.

دین اسلام از همان آغاز، یک سیستم هماهنگ اجتماعی را طراحی کرده است که همگام با جهان بینی الهی، جامعه را به اهداف از پیش تعیین شده، رهنمون میسازد. و بی شک، ارزش دستوراتی را که اسلام در مسائل اجتماعی عرضه میکند با یک مطالعه و بررسی منصفانه آشکار خواهد شد و دیری نخواهد پایید که جهان کاربرد موفقیت آمیز آن را مشاهده خواهد کرد. و آن هنگامی است که جوامع غربی به بن بست ناشی از بی بند و باری برسند و نتایج زیانبار افسار گسیختگی را در تمام شئون زندگی خود، لمس نمایند. آری در اوج تزلزل و تباهی کانون خانواده و حضور گسترده نسل مجهول الهویه در ساختار جوامع غربی، شکوه و عظمت اندیشههای اجتماعی اسلام آشکارتر خواهد گشت.

تردیدی وجود ندارد که کانون گرم خانواده، تنها ملجأ و پناهگاه و یگانه التیام بخش زخمهای روزمره زندگی است، و افراد سرخورده از درد و رنجها، شکست و ناکامیها، سختیها و ناملایمات در مناسبات اجتماعی، به کانون گرم خانواده، پناه می برند و در فضای آکنده از عشق و محبتش می آسایند و در آرامش روح پرور خانواده برای تلاش و تکاپوی مضاعف و ستیز و مقابله با مصائب و مشکلات، نیرو و توان میگیرند.

هرگاه این فضای روح پرور، به محیطی آکنده از تضادها، کشمکشها، بدبینیها، نامهربانیها و . . . مبدل گردد و خانواده، عرصه جنگ و نزاع همسران شود و جلوههای واقعی خود را که عبارت است از صلح و صفا و آرامش، از دست بدهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و یا اگر مرد و زن، فریفته جاذبههای بیرونی شوند و تحت تاثیر مناسبات ناشایست و غیرمجاز قرار گیرند و نیازهای طبیعی خود را در خارج از منزل و از طریق روابط نامشروع تامین نمایند، چه پدیدهای روی خواهد داد؟ پاسخ به این پرسش، در گرو نگرش ما به خانواده است.

اگر خانواده را جامعه کوچک و سنگ بنای جامعه فراگیر بدانیم، همه چیز برهم خواهد ریخت. ارکان جامعه متزلزل خواهد شد و عشق و محبت زندگی ساز، به عشقهای کاذب خانمان برانداز مبدل خواهد گردید.

حجاب گرچه از آداب مهم اسلامی است، اما شکی نیست که از اصول دین به شمار نمیرود و از مرزهای دینداری و کفر هم شمرده نشده است.

در روایات اسلامی نیز از آن به عنوان مبنای دین وسنگ زیرین اسلام یاد نگشته و هر گز نه به اندازه نماز، روزه، زکات، حج و پذیرفتن رهبری عادل مورد تاکید قرار نگرفته است، و بی مبالاتی نسبت به حجاب، هرگز نباید به بی دینی ختم یا به مفهوم آن انگاشته شود. اما در عین حال، حجاب، نقش بزرگی را در تکامل جامعه و رسیدن امت اسلامی به هدف آفرینش ، پاکی، عفت، اصالت و هویت فرهنگی ایفا میکند. و این نقش، زمانی تکمیل میشود که مردان نیز به وظیفه اخلاقی و فقهی خود عمل نمایند و نگاهشان را به افقهای پاک بدوزند و از ناپاکی چشم، بپرهیزند. و هر دو قشر تلاش کنند تا با اخلاق و سنن اسلامی، کانون خانواده را گرم نگهدارند و با این گرمی به جامعه که خانواده بزرگتر است، طراوت ببخشند.

اینجاست که قرآن کریم، با بهترین عبارات این واقعیت را ترسیم میکند و خلقت زن و مرد و روابط زناشویی را از نشانههای حکمت و تدبیر خداوند متعال میداند:

و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون.

« از نشانههای خداوند اینست که همسرانی را از جنس خودتان برای شما آفرید تا مایه آرامش شما گردد و دوستی و رحمت را بین شما قرار داد بدرستی که در اینها برای متفکرین و اندیشمندان ادله روشنی از خداوند خواهد بود.»

 

رابطه حجاب و جهان بینی

اسلام، جهان هستی را مخلوق خداوندی حکیم میداند که بر مبنای حکمت بالغه او آفریده شده است و آن را عبث، بیهوده و پوچ تلقی نمینماید و موجودات جهان را در حرکت و تکاپوی هماهنگ، به سوی هدف متعالی خلقت تفسیر میکند. از دیدگاه اسلام، انسان موجودی برتر و در عین حال هماهنگ با کل هستی آفریده شده است خدای متعال تاج کرامت «اراده» و «اختیار» را به انسان موهبت فرموده تا مسیر حرکت به سوی هدف را با انتخاب و اختیار خودش طی کند. چه نارواست پندار پوچ گرایی که : «افحسبتم انما خلقناکم عبثاً» و چه ناپسند است احساس بیهودگی و عدم توجه به مبدا هستی که: « و انکم الینا لا ترجعون» آری بی گمان انسان آفریده شده است تا تلاش و زحمت به هدف والا و متعالی خود برسد و به دیدار پروردگار خویش نائل آید که : « یا ایها الانسان انک کادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه».

البته رسیدن به قله رفیع انسانیت و دست یافتن به اهداف والای انسانی، چه بصورت فردی و چه بصورت اجتماعی، در گروه مجهز بودن به وسایل و ابزار لازم از یک سو، و رفع کلیه موانع و عوامل بازدارنده و گسستن زنجیرهای اسارت، از دیگر جانب است. اینجاست که حجاب و پوشش که عهدهدار صیانت تعادل روانی جامعه بشری است، معنی پیدا میکند. اینجاست که حجاب به عنوان یک وسیله دفاعی در برابر ناپاکیها، مفهوم واقعی خود را بازیافته و به مثابه یک پدیده موثر در تامین سلامت جامعه الهی اسلامی با صفت پویایی و پیشتازی، جلوه گر میشود. و جامعه هدفدار را از منجلاب رابطههای ناپاک و غیرسالم، نجات داده، به هدف نزدیکتر میکند. و زن را به عنوان جزء لایتجزای خلقت که عهدهدار هماهنگی قافله بشریت است، در جایگاه خویش قرار میدهد.

احساس نیازی که زن به مرد و مرد به زن دارد و نقیصهای که هر یک در جدایی از دیگری احساس میکند، آتش عشقی که مرد در وجود خود، شعله ور می بیند وخود را عاشق می یابد. احساسی که زن به عشق ورزیدن مرد به او در خود مینگرد و به معشوق شدن خود میبالد، حالت صیادی که مرد در خود مشاهده میکند و طنازی و عشوهگری که زن در وجود خود جلوهگر مییابد، حس زیبایی پرستی که آفرینش در وجود مرد قرار داده و زیبایی که در وجود زن نهاده است، شجاعت و استقلالی که مرد، همواره خواهان آن بوده و وابستگی که زن نسبت به مرد احساس میکند، حالت تهاجمی که در وجود مرد به ودیعت نهاده شده و حالت تدافعی زیرکانهای که به زن ارزانی گشته، پذیرش مسئولیت اقتصادی و بیرونی خانه توسط مرد و قبول مسئولیت درون خانه به وسیله زن و هزاران نکته ظریف در خلقت مرد و زن، همه و همه نشانگر هماهنگی دقیق آفرینش است. علاوه بر آنچه گذشت، دستگاه پیچیده تولید نسل در زن و استعداد مناسب مادری، در سراسر وجود و نیز ترشح هورمونهای زنانگی در وی و ترشح هورمونهای مردانگی در مرد، همه دلالت بر عظمت و دقت و هدفداری خلقت در مکانیسم وجودی این دو موجود عجیب و ناشناخته دارد.

بدون تردید، این معجزه خلقت است و به تعبیر قرآن کریم از نشانههای ذات حق برای اندیشمندان و خدا باوران بشمار میرود. و دین اسلام، تمام تلاش خود را بر این حقیقت معطوف داشته است که این کانون عشق، همچنان آتشین بماند. چه اینکه خانواده به مثابه قلب تپنده جامعه است و با تپیدن آن، روح زندگی و حیات در جای جای جامعه، دمیده خواهد شد. و دقیقاً به همین دلیل است که دین مقدس اسلام، تمام موانع رشد و شکوفائی و حرارت و گرمی این کانون مصفا را از سر راه برداشته و همه عواملی را که گرمی بخش این کانون معطر و دلپذیر می باشد ترویج نموده است.

برنامههای شرع انور در مورد تفکیک وظایف زن و مرد، محدودیت روابط اجتماعی، پوشش و . . . همه و همه، به منظور پیریزی بنیاد محکم و استوار برای جامعه اسلامی است تا ضریب مقاومتش بالا رود و تندباد حوادث و مشکلات و نابسامانی، ارکان آن را متزلزل نسازد. چنانکه بنیاد سست و پوشالی جوامع غربی را به لرزه درآورده و دامنه شومش را گسترش داده و روند سقوط خانواده را با شتاب و سرعت دنبال میکند.

 

وظایف مرد و زن

در یک نظام سیاسی، بهترین روش حکومتی را، سیستم تفکیک قوا، و عدم مداخله نیروها در امور یکدیگر برآورد میکنند. در یک جامعه نیز اگر هر یک از افراد و نهادهای اجتماعی، وظیفه خود را خوب انجام دهند، امنیت، نظم و آسایش جامعه تامین خواهد شد و ترقی و تعالی نصیب جامعه خواهد گردید. ولی هرگاه افراد و تشکیلات اجتماعی در کار یکدیگر مداخله نمایند، جز هرج و مرج و انحطاط و سقوط و تباهی، چیز دیگری نصیب جامعه نخواهد شد.

حدود روابط مرد و زن

اسلام بهترین تعریف را از زن ارائه داده است تا جائیکه قرآن کریم، آفرینش زن را مانند مرد، نشانهای از وجود خالق حکیم میداند و علی(ع) زن را به گلهای بهاری تشبیه میکند.

اسلام، هرگز زن را از اجتماع و یا مسئولیتهای اجتماعی، محروم نساخته است بلکه به صورت ظرافت وجود و عواطف سرشار و لطافت طبعش مسئولیتهای مهم و ظریفی را به او واگذار نموده است وی را از برخی تکالیف، معاف داشته است. و نیز بنا به اقتضای مصالح جامعه و ضرورت پیشگیری از مفاسد، پارهای مسئولیتها را به مرد اختصاص داده است. و جهت تداوم شور زندگی وی را از بعضی امور ممنوع ساخته است لذا می بینم که زنان بزرگ و قهرمانی در دامان اسلام پرورش یافتند و عظمت اسلام را در پرتو فداکاری خود بیمه کردند.

زندگانی سیاسی فاطمه زهرا(س) بهترین و گویاترین سند نقش آفرینی زنان در جامعه اسلامی است. تلاشهای فراوان آن حضرت برای تحقق امر رهبری امام علی(ع) و سخنرانی پرهیجانش در مسجد پیامبر(ص) و . . . جملگی از نتایج تاثیر فرهنگ اسلام در پرورش زنان محسوب می گردد. نمونه دیگر از این قبیل، زندگی پر برکت زینب کبری (ع) قهرمان کربلا است. زنی که بعد از شهادت حسین بن علی (ع)، رهبری انقلاب و حفاظت از جان پیشوای شیعیان و اهل بیت امام (ع) را به عهده گرفت و در دربار یزید، آنچنان سخن راند که ارکان حکومت یزید را به لرزه درآورد.

تاریخ اسلام، همواره شاهد پرورش زنان دانشمند، فقیه و محدث که افتخار بشریتند- در دامن خود میباشد.

اسلام بر روی تمام سنتهای غلط، خط بطلان کشید و با تثبیت موقعیت زن، تکریم و احترام به او را پایه گذاری نمود و اولین دختر نمونه، فاطمه (ع) را به جامعه تحویل داد بنابراین آنچه اسلام مطرح فرموده و حدود و مقرراتی را که برای زنان و مردان وضع نموده است، همه بخاطر حفظ شخصیت اصیل زن و مرد و سلامت جامعه صورت گرفته است.

اسلام، در عین حالی که شخصیت اجتماعی زن را به رسمیت می شناسد، اختلاط افراطی زنان و مردان را نمی پسندد و جایز نمیشمارد.

پوشش یا حفظ اصالتها

یکی از ظرایف فرهنگ اسلامی که موجب استحکام و گرمی خانواده میگردد و مانع رشد فساد و تباهی جامعه می شود و جریان زندگی بشر را در مسیر اصلی خود قرار میدهد، پوشش اسلامی است. پوشش اسلامی، عفاف و شخصیت زن و وزانت و متانت وی را نمودار می کند و از عرضه دست و دلبازانه متاع وی ممانعت میکند و او را همچون دری گرانبها در بر میگیرد و میل ملتهبانه مشتاقان واله و شیدا را، همواره گرم نگه میدارد. او را چون چشمهساری جوشان و گوارا بر بلندای زندگی قرار میدهد تا فقط بلند پروازان سخت پوی، توان سیراب شدن از زلالش را داشته باشند.

پوشش، نه تنها از شخصیت زن نمی کاهد، بلکه او را بدل به اسطورهای میکند که در تابلوی زندگی نقشهای بدیع و دلپذیر، می آفریند. پوشش، زن را برای همسرش بیمه میکند و او را برای بیگانگان، شجره ممنوعه میسازد. پوشش، مرز خودی و منطقه ممنوعه، جهت بیگانه است. پوشش، جامعه را از فساد حفظ میکند و به زندگی خانوادگی، گرمی میبخشد و پاکی و عفت به ارمغان میآورد و مردان و زنان را در مقابل اجانب، مصونیت میبخشد و به همسران، اطمینان و آرامش میدهد. پوشش، سپری در مقابل رهزنان گوهر عفاف است و موجب کمانه کردن تیر زهرآگین چشم ناپاکان می شود. پوشش، اعلام عشق انحصاری است. و بیانگر ارزش والا و گرانبهایی است که چون طلا در پوشش پیچیده است نه خزفی که بر سفره کولیان به ثمن بخس معامله شود. پوشش از نظر اسلام، نه فقط به عنوان یک حفاظ که جامعه را از ابتذال و تشنج جنسی باز میدارد، بلکه به مثابه یک ارزش والا و متعالی برای زن، تشریع شده است.

از آثار گرانبهای حفظ و مراعات پوشش اسلامی و یکی از جنبههای وجوب آنها، همان گرم نگه داشتن کانون خانواده است. راستی اگر زنان بی مهابا زیبائیهای خود را در معرض دید مردان قرار دهند، اگر کوچه و خیابان و ادارات و رفت و آمدها جلوه گاه زیبایی های خدادادی زنان قرار گیرد، اگر زنان قبل از اینکه داخل خانه برای همسرانشان با آرایش بر زیبایی خود بیفزایند برای نمایش در بیرون از خانه تلاش کنند و سخاوتمندانه شخصیت الهی و جاذبه های خویش را بی هیچ بهایی به رایگان در معرض دید دیگران قرار دهند چه اتفاقی خواهد افتاد؟

به قول نویسنده معروف آمریکایی « مردان، بیشتر میخواهند حجاب شرم از میان برداشته شود و دختر نوین میخواهد روح و جسم خود را بیش از پیش نمایان سازد. این کار حواس را موقتاً به خود جلب میکند اما به سختی ممکن است روح را نیز جلب کند.»

در کشورهای متمدن و پیشرفته و به اصطلاح آزاد غربی بعلت از بین رفتن فرهنگ سنتی و اخلاقی، شهوترانی بصورت مفرط حیوانی درآمده است اما آنچه مورد هجوم قرار گرفته، کانون خانواده است. بشر برای بی بند و باری حد و مرزی نمیشناسد و برای هر پدیده یک نواخت و خسته کننده ، بدل و جایگزین می سازد به شهوترانی خود، ادامه میدهد. آزادی مفرط، ممکن است از نیروی جنسی او بکاهد، اما بی قیدی و لاابالیگری، به کشفهای جدیدی رهنمون میگردد و آنچه در هنگامه آزادی جنسی، مورد غارت و شبیخون قرار میگیرد، محبت و بقاء و دوام آن و تعهدهای اخلاقی و فطری و وفاداری و بر سر پیمان عشق ایستادن است.

البته بی حجابی در ایران و سایر ممالک اسلامی، از ابعاد عمیقتری برخورداراست. ممکن است بی حجابی و آزادی مفرط زنان در غرب را از عوارض انقلاب صنعتی غرب، ارزیابی کنیم و آن را ناشی از سیاست اقتصادی بدانیم که سردمداران غرب، جهت استفاده از کار ارزان، چنین فاجعهای را ببارآورند. اما در کشورهای اسلامی، موضوع چیز دیگری است.

استعمارگران اولین قدمی که در مستعمره خود بر میدارند، تهاجم فرهنگی برای نابودی فرهنگ ملت مورد ستم میباشد. زیرا تنها چیزی که ملت مستعمره را از استعمارگر جدا میکند، فرهنگ است. فرهنگ، مرزجدایی با دشمن است. فرهنگ است که به یک ملت، هویت و شخصیت مستقل میدهد. لذا دشمن سعی میکند، این مرز و در نتیجه استقلال را نابود کند تا احساس حیثیت ملی و هویت ذاتی مستقل از بین برود. اگر ملت استعمار شده، مانند استعمارگر حرف بزند، غذا بخورد، لباس بپوشد، رفت و آمد کند ، معاشرت نماید، مو و سر و صورت خود را درست کند، مانند بیگانه قیافه بگیرد و با ژست بیگانه در خود احساس شخصیت کند، دیگر برای دشمن هیچ خطری نخواهد داشت. زیرا دیگر خودی نمانده است که احساس استقلال کند و از خود بیگانهای است که هویت خود را از دست داده است و بیگانه را نه تنها غریبه نمیداند، بلکه او را الگو و مقتدای خود میشناسد و از همین رو، هرگز به فکر جدایی و ستیزه جویی با وی بر نمیآید. از این رو، استعمارگر در نخستین اقدام خود، مرزهای فرهنگ بومی را بر می چیند، و فرهنگ وارداتی و بیگانه را جایگزین آن میسازد.

استعمار انگلیس، برای اسلام زدایی و جایگزین نمودن فرهنگ غربی در دو کشور قدرتمند اسلامی ترکیه مرکز امپراطوری اسلامی و ایران مرکز ظلم ستیزی تشیع بدست مهرههای خود کمال آتاتورک و رضاخان بی حجابی را با زور سر نیزه به ملت مسلمان دو کشور تحمیل کرد تا بتواند مطامع استعماری خود را تامین نماید. و در این راه هم موفق شدند. البته کمال در ترکیه توانست کاملاً فرهنگ اسلامی را محو و فرهنگ غربی را حاکم نماید در حالی که رضاخان بدلیل استقلال روحانیت و نفوذ عمیق اسلام، در اسلام زدایی، موفقیت چندانی بدست نیاورد. هر چند در تحمیل فرهنگ بی حجابی تا حد چشمگیری پیروز شد. «فرانتس فانون» نویسنده روشنفکر و معروف می گوید: « اولین اقدام ضد فرهنگی که فرانسه در الجزایر صورت داد، تلاش برای از بین بردن حجاب بود و در این کار، موفق شد وهر چه بدن زن الجزایری را بیشتر عریان کرد، چنگال استعمارگر بیشتر به حلقوم الجزایری، فرو رفت اما مجدداً، زن الجزایری شخصیت خود را بازیافت و مبارزه علیه مطامع استعمار نیز آغاز گردید»

بنابراین، مسئله بی حجابی در ممالک اسلامی را، هم باید از دیدگاه دینی مورد ارزیابی قرارداد هم از لحاظ فرهنگی و هم از لحاظ سیاسی.

 

نقش حجاب و عفاف در عظمت زن

حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضاء و جوارح از هر گونه خطا گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است. به تعبیری لطیف تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب.

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده می شوند و در نگاه اول به نظر می آید هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در متون دینی و فرهنگنامهها به نکته قابل توجهی می رسیم و آن تفاوت این دو واژه است. در برخی کتب لغت حجاب را این گونه تعریف کردهاند: « الحجاب المنع من الوصول» حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن میشود. برخی گفتهاند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن وضع از دخول است و به عنوان شاهد آیه شریفه « و من بیننا و بینک حجاب ، (فضلت آیه۵) را ذکر کردهاند. در دیگر کتاب های لغت حجاب را به معنای پرده آورده و نوشتهاند: امراه محجوبه: زنی که پوشانیده است خود را به پوشاندنی. با توجه به معانی ذکر شده در می یابیم حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است اگر چه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای درونی افراد است ولی ظهور در نشانه مادی و طبیعی دارد یعنی پوشش ظاهری افراد و بویژه زنان را حجاب می گویند که مانع از نگاه نامحرم به آنان می شود عفاف نیز دارای معانی گوناگونی است که در مجموع تعریف کاملی را به ما خواهد داد، راغب اصفهانی در مفردات القرآن می نویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتتع بها غلبه الستحوه، عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری میشود.

حفظ این واجب الهی، اطاعت از اوست و اطاعت از او حق است که به بندگان نهاده شده است و هر انسان باورمندی باید تعبداً و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و . . . این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت و اطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسانهای پاک و برجسته میپرورانند، دارای حرمت ویژهای می باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.

مفسران و اندیشه گران بر این باور هستند که « قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید، میفرماید: حجاب عبادت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می کند که : «ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذ بن یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند. » حجب و حیا نقش اصلی در حفظ و صیانت از فضای عفت عمومی دارد و باید به موازات سرمایهگذاری در ترویج حجاب به زمینه سازی برای تقویت حیا و آزرم پرداخت.

 

حدود پوشش از نظر اسلام

و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن.

زنان موظفند عورت را حفظ کنند و زینت و آرایش و زیبائیهای ظاهری بر بیگانگان آشکار نسازند. و روسری خود را روی سینهشان بیندازند و زینتهای خود را هویدا نسازند مگر بر شوهران و . . .

این آیه حدود پوشش را مشخص میسازد، محارم و غیرمحارم را معین کند، و بر پوشش عورت با لفظ حفاظت تاکید میورزد.

 

زینتهای پنهان و آشکار

« ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» زینتهای خود را آشکار نکنند مگر زینتهایی که پیداست. در این قسمت از آیه خداوند به زنان حکم می کند که زینتهای خود را بپوشانند اما این حکم را در مورد زینتهای آشکار استثنا میکند، اما اینکه زینتهای پنهان چیست و آشکار آن کدام است احتیاج به تدبر و دقت بیشتری دارد.

زینت چیست؟

راغب میگوید: « زینت سه گونه است: ۱- زینت نفسانی مثل علم و اعتقادات نیک ۲- زینت بدنی مانند قوت و بلندی قامت ۳- زینت خارجی مثل مال و جاه « حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم» این زینت نفسانی است، « من حرم زینه الله» این زینت خارجی است.»

با بررسی در آیات قرآن و موارد استعمال این ماده، به دست میآید که زینت چیزی است که مایه زیبایی میگردد، حال این زیبایی حقیقی باشد یا ظاهری ، ذاتی باشد یا صفاتی، زیبایی طبیعی باشد یا زیبایی صنعتی.

و لکن الله حبب الیکم الایمان وزینه فی قلوبکم.

خداوند ایمان را برای شما محبوب گرداند و آن را زینت بخش قلبهای شما قرار داد.

ان الذین لا یومنون بالاخره زینا لهم اعمالهم

آنانکه ایمان به عالم آخرت نمی آورند اعمالشان را در نظرشان زینت دادیم.

بنابراین، زینت انسان چیزی است که مایه زیبایی انسان باشد چه زیبایی معنوی مانند ایمان و چه زیبایی جسمی مانند چهره و بدن و چه زیبایی خارجی مثل آرایش و لباس و زیورآلات.

 

زینت آشکار

حال که معنای زینت را فهمیدیم باید ببینیم زینت پنهان چیست و زینت آشکار کدام است و ملاک آن دو در چیست؟ آیا عرف اهل زمان ملاک است؟ آیا عرف زمان نزول آیه ملاک است؟

خوشبختانه مفسرین قرآن کریم، یعنی اهل بیت پیامبر(ص) مصادیق «زینت آشکار» را تعیین نمودهاند. در این موضوع شبههای باقی نگذاشتهاند و اینک به بررسی آن میپردازیم:

زراره عن ابی عبدالله علیه السلام: فی قول الله عزوجل :«الا ما ظهر منها» قال: الزینه الظاهره الکحل و الخاتم .

زراره از امام صادق(ع) در مورد آیه« الا ما ظهر منها» نقل می کند که حضرت فرمودند: زینت ظاهری سرمه و انگشتر است.

عن ابی بصیر عن ابی عبدالله(ع): قال سألته عن قول الله عزوجل: « ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» قال: الخاتم و المسکه و هی القلب.

ابی بصیر میگوید: از امام صادق(ع) در مورد این آیه (ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها) وسوال کردم؛ حضرت فرمود: انگشتر و النگو می باشد.

عن مسعده بن زیاد قال: سمعت جعفراً و سئل عما تظهر المراه من زینتها قال: الوجه و الکفین

مسعده می گوید: از امام صادق(ع) سوال شد: زینت ظاهری زن چیست حضرت فرمودند: صورت و دستها.

امام محمد باقر(ع) در تفسیر این آیه « ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» می فرماید: زینت ظاهر لباس و سرمه و انگشتر و رنگ دستان و النگو می باشد و زینت سه قسم است: زینتی برای عموم. زینتی برای محرم و زینتی برای شوهر: زینت برای عموم همان است که گفتیم (لباس و سرمه و انگشتر و رنگ دست و النگو) و زینت برای محرم (پدر و برادر و . . .) محل گردنبند به بالاست و محل بازوبند و خلخال به پائین است اما زینت برای شوهر همه اعضای بدن زن می باشد.

از مجموع روایات استفاده می شود که زینت ظاهری زن که آشکار کردن آن برای زن جایز است عبارتند از :

چهره و آرایش چشم یعنی سرمه

دستها از موضع النگو یا مچ به پائین همراه با زیورهای آن النگو و انگشتر و آرایش و رنگ آمیزی آن

پاها از مچ یا موضع خلخال به پائین همراه با زیور آن یعنی خود خلخال

بنابراین ، برای زنان مسلمان که در این آیه مورد خطاب خداوند متعال می باشند پوشانیدن همه زیبائیهای طبیعی و جسمی که تمام اعضای بدن آنها را شامل می شود و زینتهای آرایشی یا زیورآلات از قبیل گردن بند و گوشواره واجب است و فقط خداوند زینتهای آشکار را که همان چهره و دست و پا تا مچ و زینتهای آنها از قبیل انگشتر و خلخال و سرمه است را استثنا کرده و پوشانیدن آنها را واجب ندانسته است.

 

پوشش سر و سینه (آیه خمار)

ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن

زنان موظفند روسری را روی سینه خود بیندازند.

آنچه از آیه و شأن نزول آن استنباط میگردد اینست که پوشاندن سر، زیرگلو و سینه واجب است. زیرا روشن است که هدف شارع مقدس از این امر یک مصلحت واقعی بوده و صرف انداختن اطراف روسری بر روی سینه خاصیتی ندارد، بلکه در اینجا از ظهور حکم و شأن نزول چنین استفاده میگردد که روسری را برای پوشاندن گلو و سینه باید بر روی سینه انداخت.

آیه جلباب

آیه دیگری که در مورد پوشش نازل شده است آیه جلباب است که مناسب است در اینجا مورد بحث قرار گیرد:

یا ایها النبی قل لا زواجک بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایوذین و کان الله غفوراً رحیماً.

ای پیامبر! به زنان و دخترانت و زنان مومنان بگو جلبابهای خود را نزدیک سازند این عمل برای شناخته شدن بهتر است. بنابراین مورد اذیت قرار نخواهد گرفت و خداوند بخشنده و مهربان است.

لازم است برای روشن شدن آیه ابتدائاً ببینیم جلباب چیست؟ و ثانیاً نزدیک ساختن جلباب چه معنایی دارد و سپس علت اینکه چرا جلباب موجب معروفیت میگردد بررسی شود.

جلباب چیست؟

«آلوسی» در تفسیر روح المعانی برای جلباب شش معنا نقل می کند:

لباسی که از سرتا پا را بپوشاند.

مقنعه

ملحفه یا شمدی که روی لباس از شانه می انداختند.

هر لباسی که زنان روی لباسهای خود بپوشند.

هر پوششی مثل کساء و غیره

لباسی بزرگتر از روسری و کوچکتر از ردا

مرحوم «طبرسی» در مجمع البیان می فرمایند:

الجلباب : خمار المراه الذی یغطی راسها و وجها اذا خرجت لحاجه.

جلباب روسری زنان است که سر و صورت را در هنگام خارج شدن از منزل می پوشانند.

« رینحرت دزی» مستشرق هلندی در کتاب « فرهنگ البسه مسلمانان» می گوید: « جلباب باید به معنای همان چادر بزرگی باشد که زنان شرقی هنگام بیرون شدن از خانه سر تا پای خود را در آن میپوشانند.»

« لسان العرب» میگوید:

الجلباب ثوبٌ اوسع من الخمار دون الرداء تغطی به المراه راسها و صدرها.

جلباب لباسی گشادتر از روسری و کوچکتر از عباست که زنان با آن سر و سینه خود را میپوشانند.

نزدیک کردن مقنعه چیست؟

در این آیه خداوند دستور می دهد که «یدنین علیهن من جلابیبهن» زنان مقنعه را نزدیک خود سازند. آیا نزدیک کردن مقنعه چه معنایی دارد؟

مرحوم «طبرسی» در مجمع البیان می فرمایند« یعنی جلابیب خود را بپوشند»

مرحوم «علامه طباطبایی» در تفسیرالمیزان می فرمایند: « با جلباب خود را بپوشانند»

سایر مفسرین نیز مشابه چنین تفسیری برای این قسمت از آیه ذکر کرده اند البته با یک تحلیل لغوی، معنا روشن می گردد.

یدنین از «دنو» می آید به معنای قرب و نزدیک کردن است.

در مقابل دور کردن. دور کردن هر چیزی مناسب با آن شی است مثلاً دور کردن دشمن یعنی فاصله انداختن بین دشمن و خود، دور کردن شک و ریب یعنی مطمئن شدن و آرامش گرفتن و دور کردن اخلاق زشت یعنی متخلق شدن به صفات نیک و نابود کردن اخلاق ناشایست، دور کردن لباس از خود یعنی کندن لباس، مقابل آن نزدیک کردن لباس به خود یعنی پوشیدن لباس.

اما چرا قرآن با لفظ نزدیک کردن آورده و با لفظ پوشیدن بکار نبرده است؟

شاید به علت این باشد که همانطوری که دور کردن لباس همراه با نوعی تنفر است. وقتی انسان در هنگام خستگی با حالتی انزجار آمیز لباسش را می کند میگویند لباسش را دور افکند با توجه به معنای مقابله، نزدیک کردن لباس همراه یا یک نوع قرابت وپیوند معنوی می باشد، یعنی جلباب را با علاقه بپوشید لذا همراه با نوعی محافظت و دقت پوشیده خواهد شد، نه مانند کسی که از سر مجبوری لباسی را به تن میکند.

* پوشیدن مقنعه زنان را متشخص می کند.

بعد از اینکه پوشیدن جلباب تشریع می گردد خداوند علت این حکم را چنین بیان می کند:

ذلک ادنی ان یعرفن

پوشیدن مقنعه برای شناخته شدن مناسبتر است.

« اگر زنان خود را بپوشند آدمهای لاابالی و فاسق می فهمند که این زن اهل ناپاکی نیست و دیگر امیدشان قطع می شود و مزاحمت نمی کنند. اما اگر زنان خود را یله ورها در مقابل چشمان هرزه قرار دهند الواط به طمع می افتند و آنان را دنبال میکنند.»

خداوند در آیه دیگری زنان پیامبر را مورد خطاب قرار میدهد که «عشوه گرانه سخن نگوئید که مبادا در بیماردلان طمعی افتد» در این آیه مورد بحث هم همان روح و پیام را دنبال می کند و میفرماید: « آنگونه خود را بپوشانید و آنسان از منزل بیرون آیید که سنگینی و وزانت موجب تشخص شما گردد و به پاکی و وقار شناخته شوید. و وقتی اینگونه در اجتماع وارد شدید چشم طماعان را کور میکنید. «فلایوذین» و نتیجهاش این می شود که کسی مزاحم شما نمی شود.

 

حکم پوشش در نزد محارم

بعد از اینکه خداوند متعال در سوره نور حدود پوشش را یعنی پوشیدن زیبائیهای جسمی و زینتهای پنهان را مشخص کرد و شیوه پوشیدن روسری را اصلاح نمود در ادامه در زمینه حکم پوشش در نزد محارم می فرماید:

ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن اوابایهن اواباء بعولتهن اوالبنایهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن اونسائهن او ماملکت ایمانهن اوالتابعین غیر اولی الاربه من الرجال اوالطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء.

زنان زینتهای خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران، پدر شوهران، پسران ، پسران شوهر، برادران ، برادرزادگان ، خواهر زادگان، زنان همکیش یا کنیزکان یا تابعینی (مردانی) که شهوت جنسی ندارند یا کودکانی که اطلاع یا قدرت بر کامجویی از زنان ندارند.

حال باید ببینیم منظور از زینت در این قسمت از آیه چیست؟ آیا زینتهای ظاهری منظور است یا مطلق زینت؟

در اینجا روشن است که منظور زینتهای پنهانی است. زیرا وقتی زینتهای آشکار برای افراد نامحرم مانعی نداشته باشد، قطعاً کشف آن برای محارم بلامانع است. پس آنچه برای نامحرم کشفش جایز نیست، شارع مقدس اجازه می دهد برای محرم آشکار گردد و زنان آزادانه بدون هیچ حجابی با محارم مخالطت داشته باشند. البته واضح است که پوشش عورت را در ابتدای آیه مطلقاً واجب کرد، مگر برای همسر که ادله دیگری آن را از زینتهای مخصوص شوهر قرار داده است.

بنابراین حجاب و پوشش (بجز عورت) در برابر محارم واجب نیست.

لباس نازک و بدن نما

وقتی پوشش چیزی واجب می شود، یعنی آن چیز باید حقیقتاً پوشیده شود. پس پوشش نازکی که عضو را مخفی نمی کند پوشش محسوب نمی گردد. بنابراین، اعضایی که شارع مقدس پوشاندن آن را واجب کرده است باید کاملاً پوشیده باشد و چیزی از آن آشکار نباشد. گرچه این حکم از اطلاق وجوب پوشش بدست می آید و احتیاج به دلیل دیگری ندارد اما در عین حال معصومین(ع) برای تاکید بیشتر، پوشیدن لباس نازک را نهی فرمودهاند. و در مذمت آن سخنها گفتهاند که همگی دلالت بر حرمت دارند.

امام علی بن ابی طالب (ع) می فرمایند:

عن علی(ع) قال: علیکم بالصفیق من الثیاب فان من رق ثوبه رق دینه.

بر شما باد لباس غیرنازک زیرا کسی که لباسش نازک شود دینش هم ضعیف می شود . امام صادق (ع) پوشیدن لباس نازک را نه تنها برای زن مسلمان حرام می داند بلکه آن را در شان یک زن مسلمان نمی داند.

لباس شهرت

لباس شهرت یعنی پوشیدن لباسی که در شان کسی نباشد و موجب شهرت و انگشت نما شدن وی شود. علت این شهرت و انگشت نما شدن می تواند از رنگ یا نوع یا نحوه دوخت آن لباس باشد، یا نسبت به شخصیت فرد باشد.

اسلام میخواهد آحاد جامعه از یک روش معقول و اجتماعی در زندگی بهرهمند باشند، و از عملی که فرد را مقابل هم نوعان متمایز میسازد ممانعت به عمل آورد. اسلام میخواهد زنان و مردان از یک سنگینی و وجاهت اجتماعی برخوردار باشند، نوع پوشش شان عادی و بدور از هر گونه جلب توجه باشد.

اسلام پوشیدن لباسی را که موجب تفرد و تمایز فرد در جامعه باشد ممنوع نموده است، و اگر لباسی موجب اشتهار کسی گردد آن را حرام اعلام نموده بلکه شهرت یا انگشت نما شدن در هر نوع رفتار اجتماعی را حرام و علامت پستی و حقارت فرد میداند.

یکی از عوامل روانی که بعضی از افراد را وادار میکند تا مبادرت به پوشیدن لباسهای غیرمعمولی نمایند عقدههای حقارتی است که در آنها وجود دارد و روان آنان را می آزارد، و کسانی که روان آنان آزرده شده چون در خود احساس نقص و کمبود مینمایند سعی میکنند با پوشیدن لباسی کمیاب و منحصر به فرد تشخص یابند و نقص خود را جبران نمایند. لذا در روایات آنان را علامت حقارت فرد ذکر کردهاند و چون این عمل با نوعی تبختر و بزرگ بینی همراه است موجب میگردد در صحنه قیامت که صحنه تجسم اعمال و خوی و منش آدمیان است با حقارت و ذلت محشور گردند.

بی شک مداوای هر مرضی باید مناسب با خود آن مرض باشد، امراض ریشهای مانند سرطان را نمیشود با مسکن مداوا کرد، ممکن است داروهای قوی آرام بخش موقتاً از درد او بکاهند. اما بیماری در جانش ریشه خواهد زد. و او را از بین خواهد برد تنها راه علاج واقعی از بین بردن ریشه اصلی مرض است.

امام صادق (ع) میفرماید:

کفی بالمرء خزیا آن یلبس ثوباً یشهره او یرکب دابه تشهره.

در بی شخصیتی فرد همین بس که لباس بپوشد یا مرکبی سوار شود که او را مشهور نماید.

حتی امام صادق(ع) شهرت در لباس را مبغوض خداوند متعال میداند و میفرماید:

ان الله یبغض شهره اللباس.

خداوند دشمن کسی است که به واسطه لباس انگشت نما شود.

 

حفظ هویت زنانه و مردانه در پوشش

یکی از مسائل که اسلام آن را لازم دانسته، استقلال شخصیت در جنسیت است. اسلام میخواهد زن طبق خصوصیات و خلقیات زنانگی خود رفتار کند ومرد هم طبق خلقیات مردانگی خود زندگی کند تا هماهنگی نظام خلقت از تعادل خود خارج نگردد. اگر زنان رفتار مردانه داشته باشند و مردان احساس زنانگی نمایند مسیر زندگی انسانی در هم آمیخته خواهد شد و بی ثباتی در زندگی بشر حاکم خواهد گردید. زن از زن بودن خود نباید احساس حقارت کند و خود را به مرد متشبه کند و مرد از مرد بودن خود نباید احساس بیگانگی کند و خود را به شکل زنان درآورد. در اینصورت هر کس از وظیفه خود شانه خالی خواهد کرد و نظام خلقت از گردونه خود خارج خواهد شد. لذا اسلام مطلق همانند سازی زن و مرد را خصوصاً در لباس حرام کرده است و احکامی برای آن مترتب ساخته است.

در این زمینه روایاتی داریم که تشبه زنان به مردان و مردان به زنان را به طور مطلق نهی کرده است که شامل لباس هم خواهد شد.

عن ابی جعفر(ع) قال: رسول الله (ص): فی حدیث لعن الله . . . المتشبهین من الرجال بالنساء المتشبهات من النساء بالرجال.

امام باقر(ع) از رسول اکرم(ص) نقل فرمودهاند: خداوند لعنت کند مردانی را که خود را به زنان شبیه می کنند و زنانی که خود را به شکل مردان می سازند.

و امام علی(ع) نیز همین روایت را از پیامبر (ص) نقل فرمودهاند. همچنین روایاتی داریم که به خصوص همانند سازی در خصوص لباس را نهی کردهاند:

عن سماعه بن مهران عن ابی عبدالله و ابی الحسن علیهما السلام فی الرجل یجرثیا به قال: « انی لامره ان یتشبه بالنساء.

امام رضا(ع) در مورد مردیکه لباسش به زمین کشیده می شد فرمودند: من همانندسازی به زنان را ناپسند می دانم.

رنگ لباس

یکی از موضوعاتی که در رابطه با لباس در کتب فقهی مورد بحث قرار گرفته است، رنگ لباس می باشد. اسلام علاوه بر اینکه در مورد مسائل اجتماعی- اقتصادی- سیاسی و عبادی دارای مبانی مخصوصی است، برای مسایل بهداشتی و روانی نیز اهمیت خاصی قایل است. اخیراً روانشناسان ثابت کردهاند که رنگها از یک طرف دارای اثرات خاص روانی میباشند و از طرف دیگر بیانگر روان انسانها میباشند؛ لذا رشته دیگری را در روانشناسی بنام «روانشناسی رنگ ها» تاسیس کردهاند.

اسلام در رنگ البسه برای رنگ سفید ارزش بسیاری قایل شده و پوشیدن لباس سفید را مستحب دانسته است، و علت اساسی آن را رعایت بهداشت میداند.

عن ابی عبدالله (ع) قال: قال رسولالله (ص): البسوا البیاض فانه اطیب و اطهر.

امام صادق(ع) می فرمایند: پیامبر(ص) فرمودند: که لباس سفید بپوشید زیرا از لحاظ پاکیزگی بهتر و تمیزتر است.

امام علی بن ابی طالب(ع) لباس سفید را به عنوان بهترین لباسها انتخاب کرده بودند.

عن ابی عبدالله (ع) قال: یکره السواد الا فی ثلاثه: الخف و العمامه والکساء.

امام صادق(ع) فرمودند: لباس سیاه مکروه است مگر در خف، عمامه و عبا

بنابراین، چادر سیاه برای زنان و عبای مشکی برای مردان مکروه نمیباشد.

مرحوم « علامه» در منتهی میفرماید: « رنگ زعفرانی و زرد برای مردان کراهت دارد» مرحوم شیخ «حر عاملی» در کتاب شریف وسایل الشیعه میفرماید: « پوشیدن لباس قرمز سیر و زعفرانی و زرد کراهت دارد اما در هنگام عروسی و استفاده در منزل کراهت ندارد.» و سپس روایاتی را در ذیل این عنوان نقل میفرمایند که دلالتی بر کراهت چنین رنگهایی از آن استفاده نمیگردد.

لباس سبز

یکی از رنگهای البسه که در قرآن یاد شده است رنگ سبز میباشد. قرآن کریم رنگ لباس بهشتیان را سبز ذکر میکند:

«و یلبسون ثیاباً خضراً من سندس و استبرق. »

در بهشت لباسهای سبز حریر و دیبا بر تن مومنان پوشیده می شود.

همچنین خداوند خبر می دهد که پارچهای از دیبا به رنگ سبز بر دوش بهشتیان انداخته میشود.

« عالیهم ثیابٌ سندس خضرٌ و استبرقٌ»

بر روی آنها لباسی از دیبای سبز و حریر انداخته می شود.

در طب ثابت شده است که رنگ سبز موجب تقویت چشم است و در علم روانشناسی رنگ سبز از پشتکار، استقامت، شخصیت و اراده قوی خبر می دهد.

 

فلسفه حجاب زن

برای روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:

۱- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینی

براساس فرهنگ اسلامی، انسان موجودی است که برای رسیدن به کمال و معنویت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسی و توجه به هر یک از آن ها در حد نیاز طبیعی، سبب شکوفایی همه استعدادهایی انسان شده و او را به سوی کمال سوق داده است.پوشش مناسب برای زن و مرد عامل مهمی در تعدیل و تنظیم این غریزه است.

۲- توجه به ساختار فیزیولوژی انسان

نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهای مستقیم با تفاوتهای جسمی و روحی زن و مرد دارد در تحقیقات علمی در مورد فیزیولوژی و نیز روان شناسی زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرک های چشمی شهوت انگیز حساس ترند و چون تاثیر حس بینایی زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعی قادر به دیدن است، از سوی دیگر ترشح هورمون ها در مرد صورتی یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتی گسترده تحت تاثیر محرکهای شهوانی قرار میگیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرکهای حسی پاسخ میدهند. حس لامسه بروز زیادی ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است. از این گذشته چون هورمونهای جنسی زن به صورت دورهای ترشح می شوند و بطور متفاوت عمل می کنند، تاثیر محرکهای شهوانی بر زن صورتی بسیار محدود است و نسبت به مردان بسیار کمتر است.

با توجه به مطالب فوق میتوان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلی و اساسی ریشه گرفته است اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی (چه بصری، چه لمسی چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع برای کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربی که حضور در جامعه را با لذت جویی جنسی به هم میآمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسی را به هم می ریزد. اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و برای تامین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است زیرا بی بند و باری در پوشش به معنای عدم ظابطه در تحریک غریزه و عدم محرومیت در رابطه جنسی است که آثار شوم آن برکسی پوشیده نیست.

۳- آثار و فواید رعایت حجاب پوشش دینی

بهداشت روانی اجتماع و کاهش هیجانها و التهاب جنسی که سبب کاهش عطش سیری ناپذیری شهوات است.

تحکیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت کامل زوجین. با رواج بی حجابی و جلوگری زن، جوانان مجرد ازدواج را نوعی محدودیت و پایان آزادیهای جنسی خود تلقی می کنند و افراد متاهل هر روز در مقایسهای خطرناک میان آن چه دارند و ندارند قرار میگیرند. این مقایسهها، هوس را دامن زده و ریشهی زندگی را میسوزاند.

استواری اجتماعی و استیفای نیروی کار و فعالیت: دختر و پسری که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانی شوند از تمرکز و کارآیی آنها کاسته می شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فکری و کاری است.

بالا رفتن ارزش و قیمت زن و جبران ضعف جسمانی او:

حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تاثیرگذاری بر مرد موثر باشد، لباس زن سبب تقویت تخیل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکی از وسایل مرموز برای حفظ مقام و موقعیت زن در برابر مرد است.

اسلام حجاب را برای محدودیت و حبس زن نیاورده، بلکه برای مصونیت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، رکود و سرکوبی استعدادهای زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن در اجتماع داده اما از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع کرده است.

در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه می باشد که درصدد کام جوییهای آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است، علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان اینکه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته میگوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است از نظر تصاحب قلب ها و دل ها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شکار است و مرد شکارچی، میل زن به خودآرایی از حس شکارچیگری او ناشی می شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس های بدننما و آرایش های تحریک کننده به کار برند، این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرج و برهنگی، از انحراف های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است. به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی از علتهای این حکم است توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب شیطانیاند نمیباشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را میطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع سود پرستان در نیاید.

سخن آخر؛

……..ای زن مسلمان

واینک که باورکردی که جز خدای یگانه معبود دیگری نیست نه تنها تمام قدرتها را نفی کرده ای، بلکه روانت را به او جهای برتر به آنجایی که پیوسته چیزی در وجود آدمی، درجستجویش سرگردان است، یعنی به سوی خدا پیوند داده ای. و حال که اسلام را به مثابه یک دین ویک ایدئولوژی پذیرفتی، حجاب را نیز بپذیر، و در زیر پوشش حیا خودت را دوباره بساز و حیاتی دیگر یاب. آری حجابت که اینک خود یک اسلام مجسم است، ترا به صدراسلام، به آغازش، که چون چشمه ای از نور، یکباره از بطن شب سهمگینی که برجهان سایه افکنده بود، جوشید و ترا به سحر رهایی بخش اسلام بشارت می دهد ….

حجابت اسلحه است، پایگاه نبردی است برضد ستمگران.

حرم ستر و عفاف است حرمی است که نه نتها ویژگیهای جسمی تو را بلکه گوهر آسمانی زن بودنت را، آن گوهری که به تو ظرفیت مادر بودن، خواهر بودن، معشوق همسر بودن می بخشد، آن گوهری که ستودنی ترین ارزشها در کنارش معنی و هستی پیدا می کنند…

درحریم خود نگه می دارد و آنرا وسعت کمال می بخشد.

 

منابع و مآخذ:

۱- واحد تحقیقات موسسه فرهنگی قدر و ولایت حکایت کشف حجاب ۱۳۷۳ .

۲- بنفشه حجازی به زیر مقنعه نشر علم -۱۳۷۶ .

۳- محمد رضا امین زاده جایگاه اخص وممتاز زن سازمان تبلیغات اسلامی -۱۳۷۳ .

۴- فاصله صفری الگوی اجتماعی پایگاه ونقش زن مسلمان در جامعه اسلامی سازمان تبلیغاتاسلامی -۱۳۷۴ .

۵- شهید مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در سلام ، قم : صدرا ، ۱۳۵۷ .

۶-حجت الاسلام قربانی- حجاب و آزادی- سازمان تبلیغات اسلامی.