تبلیغات
وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل - عوامل بدحجابی در ایران (1)

تصاویر منتخب

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

صفحات دیگر

پیوندها

تصاویر برگزیده

شبکه های اجتماعی


http://www.rahebehesht.org/image_user/news/Article-3155.jpg

نویسنده : علی معینی
در این مقاله سعی شده است ، عوامل بد حجابی در ایران ، مورد نقد و بررسی قرار گیرد و همچنین در رابطه با این عوامل ، به میزان نیاز و احتیاج ، توضیحاتی داده شود که خواننده ، متوجه اهمیت موضوع و مطلب شود . مطالب این مقاله ، از سه فصل تشکیل شده است که فصل اول ، در رابطه با عوامل فرهنگی ، فصل دوم مربوط به عوامل اقتصادی و فصل سوم در رابطه با عوامل اجتماعی بد حجابی بحث می کند .هر کدام از این فصول دارای بخش های مختلفی است ؛ به عبارت دیگر ، این فصول دارای زیر مجموعه هایی است که هر کدام ، به صورت مختصر و روان و با ذکر مستندات مخصوص به خود ، ارائه شده است .فصل اول از زیر مجموعه های تهاجم فرهنگی ، شبیخون فرهنگی ، دین زدگی و دین گریزی و رسانه تشکیل شده است . تهاجم فرهنگی ، شامل بی توجهی نسبت به فرهنگ خودی ، خود باختگی فرهنگی و مصرف گرایی است . عامل رسانه هم ، از زیر مجموعه های صدا و سیما ، سینما و فیلم های سینمایی ، ماهواره و اینترنت تشکیل شده است .فصل دوم در رابطه با عوامل اقتصادی می باشد که دارای زیر مجموعه های فقر ، ربا خواری و حرام خواری می باشد . فصل سوم نیز ، از جامعه ، خانواده ، بی توجهی مردم یا به عبارت دیگر ، عافیت طلبی آن ها ، مسؤولین بی کفایت ، ضد دین و لیبرال ، چشم و هم چشمی و ترک امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شده است . هر کدام از این موارد ، دارای توضیحات مخصوص به خود است که در این مقاله سعی شده است ، به صورت شیوا و مختصر و روان توضیح داده شود .
وجود انسان های متقی و دارای معرفت ، در هر جامعه ای امکان پذیر است و در جامعه ای مثل جامعه ی ایران که اکثر مردم ، مسلمان و شیعه هستند ، این افراد بیشتر یافت می شوند ؛ به عبارت دیگر می توان گفت : اکثر آن ها دغدغه ی دین دارند . در این میان ، افرادی در خانواده های مذهبی و غیر مذهبی وجود دارند که از حجاب اسلامی که یک نماد برای دین داری و مسلمان بودن است ، دست برداشته و به طرف بی بند و باری و هرزگی رفته اند .شاید برای بعضی از افراد ، این سؤال پیش آمده باشد : چرا ما که ادعای شیعه بودن داریم ، باید به چنین وضعیتی دچار شویم که جوانانمان از شرّ بی حجابی و بی بند و باری در امان نباشند و هر روز باید منتظر خبری بد و ناراحت کننده ، در مورد عفت و عزت فرزندان خودمان و دیگران باشیم ؟ به عبارت دیگر سؤال این باشد که چرا ما با این سابقه ی دینی و فرهنگی ، باید با این وضعیت بد حجابی دست و پنجه نرم کنیم ؟ و چرا باید دختران ما بی حجاب باشند ؟در این جا می تواند سوال این باشد که ، این سیر بد حجابی که در جامعه مشاهده می شود ، آیا برنامه ریزی شده است ؟ آیا یک عامل خاص ، مثل بی علاقه بودن مردم به دین ، عامل بد حجابی است یا این که می تواند عوامل متعددی داشته باشد ؟ آیا شرایط فرهنگی حاکم در کشور ، می تواند عامل بد حجابی باشد ؟ آیا وضعیت اقتصادی و سطح معیشت ، می تواند تأثیریدر حجاب داشته باشد ؟ آیا جو جامعه و مسائل اجتماعی ، در بد حجابی موثر است ؟ یا این که هیچ کدام از این مسائل ، ربطی به بد حجابی زنان و دختران ندارد ؟ بد حجابی و بی بند و باری عوامل متعددی دارد که هرکدام می تواند نا معلوم و نا شناخته باشد ؛ حال باید از خود سؤال کرد که چه دلائل دیگری می تواند در این مورد ، تأثیر داشته باشد ؟ باید از خود سؤال کرد مگر ما دررابطه با حجاب ، قانون نداریم ، پس چرا به این قوانین عمل نمی شود ؟ آیا این دلیل بی اهمیتی احکام اسلام در نظر مسؤولین نیست ؟ در اجرای قانون در مورد رانندگی به هر طریقی به قانون عمل می شود؛ چرا ؟ چون که جان افراد ، ارزش زیادی دارد ؛ ولی در مورد حجاب به کدام قانون عمل می شود ؟ آیا ارزش روح انسان کمتر از جسم اوست که این طور به آن بی اهمیت شده ایم ؟در کتاب های مختلف به مبحث حجاب پرداخته شده است . افراد بسیاری در رابطه ی با این موضوع حیاتی ، کتاب ها و جزوه هایی نگاشته اند که در آن میان ، می توان به کتاب مسأله حجاب شهید مطهری و ... اشاره کرد ؛ ولی در این کتب و تحقیقات ، بیشتر در مورد پیشینه و اثبات اصل آن بحث شده است . در مواردی هم به عوامل بد حجابی پرداخته شده است ؛ چنان که از مقالات و سایت های اینترنتی ، این موارد مشهود است ؛ اما مشکل آن مقالات و نوشته ها در این است که اصل و اساس و عوامل ، به صورت مجتمع ، طبقه بندی و مجموعه ای نوشته نشده است ؛ بلکه به صورت پراکنده ، مواردی ذکر شده و در رابطه با هر کدام ، توضیحاتی داده شده است .در این مقاله سعی شده است که عوامل بد حجابی در ایران به صورت منظم ، طبقه بندی و با عبارات واضح و رسا توضیح داده شود و حتی در مواردی هم به ذک بعضی از مصادیق پرداخته شده است که کلی گویی نشده باشد . هر روز به بهانه های واهی ، قانون حجاب و عمل به آن ، تضعیف می شود ولی فردای آن روز شعار حجاب اسلامی در جامعه سر داده می شود ولی کوچک ترین عمل و خدمتی از مسؤولی در این زمینه صورت نمی گیرد و فقط شعار است که در بین آن ها حکم فرماست . حال اگر خدمتی انجام شود ، مسؤولی دیگر آن را شتاب زده ، غیر عاقلانه و سطحی می داند و باز حجاب به فراموشی سپرده می شود تا این که شخص دیگری به فکر اجرای احکام اسلامی بیفتد و دوباره اسم حجاب مطرح شود . سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که کدام کار سطحی نیست ؟ خواهش ما این است که آن عملی که سطحی نیست را ، مسؤولین امر انجام دهند .وقتی صحبت از تک جنسیتی کردن دانشگاه ها می شود ، افراد دلسوز موافق اجرای آن هستند ولی افرادی هم یافت می شوند که مخالف اجرای آن هستند . آیا کشور اسلامی ما چیزی از آمریکا و انگلستان کم دارد که در آن کشورها ، دانشگاه های تک جنسیتی وجود دارد(1) ولی در کشور اسلامی ما این مورد یافت نمی شود ؟چرا در ادارات کشور کمونیستی چین ، آرایش زنان ممنوع اعلام می شود(2) ولی در ایران اسلامی ، مدیران، خانم های شاغل را امر به آرایش و تبرج می کنند(3)؟ مگرقرآن نفرموده است « وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی (4)» ، یعنی همچون جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید ؛ پس چرا به دنبال تبرج و بی بند و باری هستند ؟ما هر روز شاهد عقب نشینی در مقوله ی حجاب اسلامی هستیم ، روز اول چادرها کنار می رود ؛ روز دوم مانتوها تنگ می شود ؛ روز سوم مانتوها کوتاه و روز چهارم ، مانتوهای کوتاه تبدیل به پیراهن و شلوار می شود ؛ روز پنجم آستین ها و شلوارها کوتاه می شود ؛ روز ششم روسری ها کوچک و برداشته می شود و روز هفتم شلوار و لباس پاره مُد می شود و روز هشتم ... آیا این سیر منظم واین روش دقیق و حساب شده ، بی دلیل است ؟ آیا کسی ، مدیریت این کار را بر عهده ندارد ؟ اگر انسان ، شخص کودنی هم باشد ، می فهمد که این کارها برنامه ریزی شده است .شخصی اعلام می کند که : در حال حاضر مشکل جوانان ما ، مانتوی کوتاه و موهای دختران ما نیست(5) . از او می پرسیم که مشکل جوانان ما چیست ؟ مردم آندلس یا اسپانیا به چه روشی شکست خوردند و یا بی دین شدند(6)؟ مگر غیر ازبی حجابی و عیش و نوش و بی عفتی ، دلیل دیگری داشت ؟بی حجابی ، عامل بسیاری از مشکلات است ؛ حال در این مقاله سعی شده است که ، عوامل بد حجابی در ایران بررسی شود و به اختصار ، توضیح داده شود و این مقاله از سه فصل تشکیل شده است فصل اول عامل فرهنگی است که دارای زیر مجموعه های تهاجم فرهنگی ، شبیخون فرهنگی ، دین زدگی و دین گریزی و رسانه می باشد . فصل دوم در رابطه با عامل اقتصادی است که از فقر ، ربا خواری و حرام خواری تشکیل شده است . فصل سوم نیز در رابطه با عامل اجتماعی ، صحبت می کند که دارای موارد جامعه ، خانواده ، بی توجهی مردم ، مسؤولین بی کفایت ، چشم و هم چشمی و ترک امر به معروف و نهی از منکر می باشد و در آخر هم نتیجه ی بحث نوشته شده است . إن شاء الله مورد رضایت خداوند متعال و حضرت ابا صالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) واقع شود .

فصل اول : فرهنگی
یكی از مهمترین علل و عواملی كه باعث بدحجابی در كشور ایران شده است ، عامل فرهنگی است ،‌ چنانكه با تدبر و تفحص دقیق در جامعه به این مطلب پی می بریم . در تمام جوامع ، وقتی كه بخواهند یك ناهنجاری بوجود بیاورند ، اول قدمی كه برداشته می شود ، در باب مسأله ی فرهنگی است ؛ زیرا ، اگر جنگ نظامی و سخت باشد ، نمی توان فرهنگی را بر مردم یك كشور غالب كرد مگر اینكه واقعاً‌ در جنگ پیروز شوند و ساكن آن منطقه یا كشور شوند و باز هم با رویكرد فرهنگی و عوامل دیگر وارد عمل شوند و فرهنگ كشور را عوض كنند .پس وقتی به وسیله ی جنگ سخت و نظامی نتوانستند چیزی را بر مردم كشوری تحمیل كنند ، ناگزیر هستند كه با رویكرد دیگری به نام جنگ نرم یا همان عامل فرهنگی وارد عرصه ی عمل شوند و فرهنگی را تحمیل كنند . حال مسأله ی بدحجابی هم از جمله چیزهایی است كه ، با جنگ سخت نمی شود آن را عوض كرد و بدحجابی را بوجود آورد ،‌ پس به ناچار باید با همان عامل فرهنگی وارد عمل شوند و بی حجابی یا بدحجابی را به مردم كشور تحمیل كنند و مردم بی آنكه بدانند یا بفهمند در این عرصه می افتند و سرباز دشمن می شوند ، زیرا در ابتدا آنها با چیزهای جالب و مهیج این مسأله را بوجود می آورند ولی بعد تبدیل به فرهنگی غلط می شود و مردم بی آنكه متوجه باشند پیرو آن می شوند و وقتی بدحجاب می شوند جزء یكی از سربازان دشمن می شوند و خادم دشمن می شوند .
عوامل فرهنگی دارای زیر مجموعه هایی است به شرح ذیل :
1. تهاجم فرهنگی :
تهاجم فرهنگی دارای مراحل تحمیل ، تخریب و تسلیم فرهنگی است(7). مسأله ی تهاجم فرهنگی ، مسأله ای مهم است كه خود آن شامل مواردی می شود كه هر كدام از آنها می توانند تأثیر بسزائی در فرهنگ كشوری داشته باشد آن موارد ، به شرح زیر است :
الف) بی توجهی نسبت به فرهنگ خودی :
« هر یك از جوامع انسانی ، فرهنگ خاص خود را دارند ، كه طی سالیان متمادی ، در اثر خاطرات تلخ و شیرین ، در تاریخ سرزمین آنها شكل گرفته و به صورت فرهنگ آن سرزمین در آمده است كه از آن به فرهنگ خودی تعبیر می شود . تا زمانی كه فرهنگ خودی به حیات خود ادامه داده و قدرت هضم و دفع تازه های فرهنگ وارداتی را داشته باشد هیچگونه آسیبی نخواهد دید ولی اگر فرهنگ خودی، ‌پویایی و جذابیت خود را از دست داده و قدرت انطباق با مقتضیات زمان را نداشته باشد فرهنگ بیگانه به راحتی می تواند جایگاه خود را پیدا كند و فرهنگ خودی را به انحطاط و فراموشی سپارد .(8) » لذا برای اینكه بی توجهی نسبت به فرهنگ خودی پیش نیاید ، باید تدابیری در این باب اندیشید كه از آن جمله امر به معروف و نهی از منكر ، بالا بردن سطح معلومات و اطلاعات مسؤولین و .... است كه هر كدام در باب خود بحثی طولانی را می طلبد كه جهت اختصار از ذكر آنها خودداری می گردد .
ب) خود باختگی فرهنگی :
در توضیح این مورد باید گفت : در مباحث علوم یا صنعت ، به علت این که غرب دارای پیشرفت چشمگیری بوده است ، به ما می نمایاند كه این پیشرفت علت خاصی دارد و زمانی که تسلیم این صنعت شدیم به علت پیشرفت پی خواهیم برد . در این جا دو صورت می تواند عامل القای فرهنگ باشد اول اینكه آنها خودشان این را القاء كنند كه پیشرفتشان به خاطر فرهنگ آنهاست و دوم اینكه بعضی از افراد ، خودشان دچار اشتباه شوند و تصور كنند كه فرهنگ آنها عامل پیشرفت آنهاست ، ‌در حالی كه با اندكی تحقیق و تفحص در فرهنگ وگذشته ی آنان به كذب بودن این ادعا می توان دست پیدا كرد ؛ زیرا ، یا تاریخ کوتاه چند صد ساله دارند و یا اینكه تاریخی دارند مملو از خشونت و وحشیگری و ظلم و تجاوز ؛ و تنها چیزی كه وجود نداشته و ندارد ، فرهنگ صحیح است .در زمانی که خود باختگی به وجود آمد ، افراد جامعه ، مقلد صد درصد کارها و اعمال غلط آن ها می شوند.این خود باختگی بیشتر در جوامع در حال توسعه است كه صنعت خود را از كشورهای غربی می گیرند(9).
ج) مصرف گرایی:
جوامعی كه مصرف را ، به عنوان الگوی زندگی قرار می دهند و مردم این مسأله را می پذیرند و زیر بار این حرف زور می روند و قبول می کنند كه ، باید برای متمدن بودن اینطور باشند كه وسایل زندگی و لباس و ....... همه ، باید به روز باشد و از سطح جهانی نباید عقب بود ،‌ در این زمان ، مسأله ی القای فرهنگ پیش می آید ، چونكه برای مثال شخصی می خواهد كالایی را بخرد ، باید به سراغ بهترین جنس برود و چون كه كشورهای اسلامی از لحاظ صنعتی نسبت به كشورهای پیشرفته عقب هستند ، كالاهای غربی خریده می شود در حالی که همان کشورها هستند كه به دنبال القای فرهنگ به ما هستند و وقتی كه خرید انجام شود مطلوب آنها حاصل می شود ؛ چرا كه با خرید وسیله ، باید از آن وسیله هم استفاده كرد و در بسیاری از موارد مثل ماهواره و اینترنت و حتی كالاهای فرهنگی ، عملیات القاء كم كم انجام می شود ، لذا به همین خاطر به تولید و تجارت کالاهای فرهنگی بیش از پیش توجه می کنند(10)پس برای رفع این خطرات و القائات ، شاید بتوان گفت : پیشرفت بومی بهترین راه برای دفع تهاجم از طریق مصرف باشد . حال كه این مباحث مطرح شد باید گفت كه كشورهای پیشرفته و استعمارگر ، به این نتیجه رسیده اندكه برای دستیابی به مقاصدشان ، باید از حربه ی تهاجم فرهنگی استفاده کنند(11) و بدیهی است که راه مبارزه با حجاب هم ، تهاجم فرهنگی می باشد . کشورهای مستبد و استعمارگر با استفاده از بی توجهی به فرهنگ خودی و خود باختگی در مسائل فرهنگی از جانب پیشرفت صنعتی و جریان مصرف مواد و مصرف گرائی و تجمل گرائی به مردم كشور ایران توانستند تفهیم كنند كه برای پیشرفت باید به طوركامل با غرب همسو شوند . یكی از موارد همسوئی با غرب ، مسأله ی حجاب است كه در ابتدا در زمان رضاخان به اجبار، كشف حجاب شد و دستور آن داده شد ولی در زمان محمد رضا پهلوی ، کشف حجاب اجباری از میان رفت(12)و با رویكرد فرهنگی شروع شد چنان که از روزنامه ها و نشریات و مسابقات زنان شایسته ی آن دوره پیداست (13) ؛ به طوری كه بد حجابی قبل از انقلاب اسلامی تبدیل به فرهنگ شده بود و وقتی شخصی متمدن نامیده می شد كه ، برهنه می شد ؛ البته بعد از انقلاب اسلامی به شدت این تهاجمات افزوده شد ولی مبارزه با آن ها از سوی مدیران کشور ایران ضعیف و کم بود تا جایی كه موجب القاء فرهنگ بدحجابی ، به مردم ایران شد .ناگفته نماند ، زمانی که سیاست كشوری انفعالی باشد و منتظر ضد فرهنگ باشد تا بعد به دنبال راه حل باشد و تصمیمی بگیرد منتهی به نابودی فرهنگ بومی آن كشور خواهد شد . حال در مسأله ی حجاب ، به علت این که كشور ما انفعالی عمل كرد و از سوی مسؤولین دیر تصمیم گیری شد و حتی ، برخی مسؤولین بی كفایت ، خودشان به این مسأله دامن زدند ، ‌از جمله اینكه بعضی از آن ها ، مبحث آزادی اسلامی را تغییر دادند و آزادی لیبرالیستی را القاء‌كردند(14) و مردمی كه ضعیف النفس بودند یا به هیچ وجه ، اهل تحقیق و تفحص نبودند ، در این مسأله ، دچار اشتباه شدند . آزادی لیبرالیستی ، همان آزادی بی بند و باری و اباحه گری است و به عبارت دیگر منظور از لیبراسیم ، آزادیِ به طور مطلق ، بدون هیچ قید و بند می باشد(15)كه به اشتباه یا عناد، بعضی افراد ، لیبرالیسم را به آزادی تعبیر کردند ، در حالی كه حقیقت این اصطلاح دست ساخته ی دست یهود ،‌ همان اباحه گری است كه موجب از بین رفتن غیرت و حیاء و دینداری در بین مردم می شود .
مبحث دیگری هم مطرح است به نام سكولاریسم که مشهور ترین معادل فارسی آن جدا انگاری دین و دنیاست(16) یا به عبارت دیگر ، همان جدائی دین از سیاست است(17)كه برای جذابیت ، جدائی دین از سیاست را مطرح كردند و در پشت پرده ی این حرف عوام فریبانه ، چیزی مگر خالی كردن تمام شؤون زندگی انسان و بشر از مفاهیم دینی در نظرشان نبود و مفهوم کلاسیک سکولاریسم ، نقطه مقابل ابدیت و الوهیت است ، سکولار یعنی آن چه به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه از خداوند و الوهیت دور است(18) سکولاریسم از نظر ریشه لغوی به معنای مخالفت با تعالیم شرع و تعالیم دینی ، یعنی عرف گرائی و اعتقاد به اصالت امور دنیوی است(19).اگر به حق قضاوت كنیم باید بگوئیم كه در بعضی از جوامع ، به سطح بسیار بالائی از این هدفشان یعنی خالی کردن تمام شؤون زندگی از دین رسید اند . در کشور ما هم بعضی از افراد ، به طور كلی جایگاهی برای دین قائل نیستند به طوری كه حتی یك فرد مذهبی وقتی برایشان از دین در علوم انسانی صحبت می کند ، با جوابی تعجب برانگیز روبرو می شود كه چه ربطی بین دین و پیشرفت ، تمدن و علوم انسانی است ؟ این مسأله ، جای ناراحتی شدیدی دارد ؛ زیرا آن شخص می گوید : اسلام به علوم انسانی چه ربطی دارد و یا این که اسلام ، به هیچ وجه نظری در این مسائل ندارد ؛ ‌ این نیز از كم كاری مسلمانان و مسؤولین ذی ربط است. این نمونه ی كوچكی است و اهل تحقیق و تفحص به عمق موضوع پی می برند . این هدف سکولاریسم ، است . ‌یعنی جهانی یك پارچه امانیستی و بی خدائی و هیچ شأن و مقامی برای خدا در امور روزمره قائل نشدن .حال وظیفه ی مسؤولین امر این است كه ، این مسائل را تبیین كنند ، تا مردم مسلمان دچار چنین حربه های بدی نشوند تا این که کشورهای مستبد و غربی ، نتوانند اسلام را از مردم بگیرند ، كه این مورد در نهایت موجب نابودی نظام اسلامی و تبدیل شدن آن به نظام سكولاریستی و لیبرالیستی است .
2) شبیخون فرهنگی :
شبیخون فرهنگی مثل تهاجم فرهنگی است با این تفاوت كه دشمن با تمام نیرویش به صورت متحد و سیستماتیک ، در برابر جبهه ی مقابل می ایستد و شروع به كار فرهنگی می كنند . صورت ظاهری جنگ را ندارد ولی از هزار جنگ بدتر است ، زیرا افراد مقابل ، از داخل تهی می شوند و با تهی شدن از اعتقاد ، دیگر جایی برای دفاع وجنگ باقی نمی ماند ، به حدی كه وقتی به كسی می گویی كه فلان كشور دشمن ما است ، می گوید : به اتفاق ، اگر كسی با ما دشمنی نداشته باشد ، همین كشور است ، یا از طرف دیگر وقتی از اعتقاد الهی تهی شد و فرهنگ جهاد و شهادت از مردم گرفته شد دیگر تاب و توان مقابله باقی نمی ماند ؛ همان طوری كه رهبر معظم انقلاب فرمودند : « كاری كه امروز دشمن از لحاظ فرهنگی انجام می دهد ، نه یك تهاجم ، كه یك شبیخون فرهنگی است .(20) » البته ناگفته نماند در شبیخون فرهنگی شدت عمل و تهاجم به حدی است كه ، هر روز امكان دارد ، كسانی كه متدین بوده اند ، از مسیر درست برگردند و با دشمن هم سو و هم پیمان شوند .در شبیخون فرهنگی ، خیلی از افراد ، یا آن را درست درك نمی کنند یا اینكه در واقع از اسلام كینه ای به دل دارند كه با الفاظی مثل تعامل و تبادل نظر و فرهنگ و نظم نوین جهانی مردم مسلمان را فریب می دهند ؛ در حالی كه پشت پرده ی آن جنایت هولناك ، همان شبیخون فرهنگی است كه ممكن است ملتی را به نابودی بكشاند .شبیخون ، جنایتی هولناک است ؛ زیرا موجب می شود مردم سرزمینی مثل ایران ، دین را کنار گذاشته و به طرف فساد و فحشا بروند و در آخر هم در مقابل دشمن ، تسلیم شوند . البته این خطر بزرگ توسط رهبر فرزانه انقلاب شناسایی شد و تذكرات بسیاری در مكان ها و مناسبت های مختلف داده شد و بعضی از كارها هم انجام شد ، ولی برای مقابله ، نا چیز وکم می باشد و توانایی مقابله با این شبیخون را ندارد. در باب حجاب هم باید گفت كه تهاجم یا همان شبیخون ، انجام شده است . بعضی اوقات از مسؤولین هم صحبت هایی شنیده شده كه دل انسان را به درد می آورد ، زیرا یك شخصی كه ادعای مسلمانی و بزرگی می كند نباید چنین صحبت هایی بکند ؟ به هرحال در این مورد ما بسیار ضعیف عمل كردیم و مشكل به جایی رسید كه حتی افراد مذهبی هم حجاب را كنار گذاشتند ، چون مسؤلین به نصایح رهبر معظم انقلاب توجهی نداشتند كه فرمودند : «آن كس كه صحنه را می بیند و ملتفت است كه دشمن دارد چه كار می كند ، می فهمد كه شبیخون است و چه شبیخونی هم هست که اگر ملتفت بودند ، هرگز وضعیت ما به این جا ختم نمی شد .(21) »با اندكی تأمل و تفكر و تفحص به این نتیجه می رسیم كه دشمن تا حدود بسیار زیادی در شبیخون فرهنگی موفق بوده است پس باید به فکر چاره برای بهبود اوضاع و رهائی از این بحران خطرناک بود .
3) دین زدگی و دین گریزی
یكی دیگر از مباحثی كه در عامل فرهنگی مطرح است ، مبحث دین گریزی و دین زدایی است . در این مبحث كار به شكلی است كه می توان گفت یك نحو تهاجم فرهنگی است ولی با كمی دقت به این می رسیم كه هدف دین زدایی است . تهاجم فرهنگی هم در این امر دخیل است ؛ ا ز باب نمونه ، اینكه كم كم دین را بی اهمیت جلوه می دهند و مسائل دینی را به سخره می گیرند تا مردم بی اعتنا به احكام دینی شوند ؛ زیرا یكی از استراتژی های دشمن ، دین زدایی به واسطه ی مسخره كردن دین(22)و از بین بردن دستورات آن است ؛ در مقوله ی حجاب هم با یك سیر بسیار آرام توانستند آن چیزها یعنی حجاب گریزی و فاصله گرفتن از حجاب را تفهیم كنند .وقتی در دوره ی رضا خان ، كشف حجاب صورت گرفت و جریان سخت شروع شد ، مردم به صورت استوار پیش آمدند و از حجاب اسلامی دفاع كردند ، چرا كه حجاب را حافظ خود می دانستند و با خود می گفتند كه رضاخان می خواهد محافظ و نگهبانمان را از ما بگیرد ؛ به همین علت برخی افراد خود را خانه نشین کردند تا حجاب و ارزشهای آن را حفظ کنند(23). در طی این برخورد ، به این نتیجه رسیدند كه ، باید عملیات روانی یا یك عملیات نرمی را پیش گرفت كه به نتیجه برسند . به همین خاطر به این نتیجه رسیدند كه كم كم با درست كردن احزاب گوناگون مثل جمعیت نسوان وطن خواه ، بیداری نسوان ، انجمن ترقی نسوان و...(24) می توان با این فرمان الهی مقابله كرد . بنابر همین مطلب عملیات تهاجم شروع شد . با جستجویی در تاریخ می بینیم كه در عرض20 الی30 سال یعنی تا سال57 این جریان به حدی پیش رفت كه دیگر برای مردم ، عادی شده بود كه زنی را بی حجاب ببینند ؛ چرا كه در مدرسه ، بیمارستانها ، ادارات دولتی ، كوچه و خیابان ، زنها حجابشان را كنار گذاشته بودند و بی اهمیت به حجاب شده بودند ، حتی بعضی از آنها كسانی بودند كه در دوره ی كشف حجاب ، به شدت از حجاب خود دفاع كرده بودند .با تحقیق در این مسأله ، به یكی از نتایج مهم و اساسی می رسیم كه روند عادی دین زدایی ، موجب دین گریزی مردم می شود چرا كه با تبلیغ كردن علیه دستورات اسلامی ، كم كم ملكه ی نفرت از فرامین اسلامی به وجود می آید ، در آن موقع دستورات اسلامی رنگ می بازد و بی دینی حاکم می شود . در مسأله حجاب هم با شعارهای فریبنده توانستند مردم را فریب دهند . وقتی اصطلاحی مثل آزادی فردی مطرح می شود و این آزادی را به آزادی لیبرالیستی تعبیر می كنند و طبق آن عمل می كنند ، چون كه طبیعت زن ، تجمل گرایی و میل به نشان دادن خود است ، در چرخه نابود و هضم می شود و فقط به یك ابزار دست تبدیل می شود . زمانی که مطرح می شود اسلام با آزادی زنان و حقوق زنان مخالف است ، عده ای بی خرد ، مجذوب این شعار می شوند و دنبال حقیقت نمی روند كه اصل و حقیقت ماجرا را دریابند ؛ به همین دلیل فریب این سیستم فریبنده را می خورند و طوطی وار ، آن حرف ها را تكرار می كنند و با تكرار این افراد ، كم كم بین مردم شیوع پیدا می کند و در ناخود آگاه مردم جای می گیرد كه اسلام ، دینی ضد زن است كه حجاب و دیگر قوانین را برای زن وضع كرده است .
4) رسانه
یكی از مهمترین ابزاری كه در فرهنگ سازی ، حائز اهمیت است ، مسأله رسانه است كه خود به تنهایی عامل بسیاری از مشكلات است . اگر كسی بخواهیم در رابطه با تأثیر رسانه در اجتماع كتابی بنویسیم ، باید چند جلد كتاب قطور نوشت ؛ زیرا رسانه ، تأثیر بسیار زیاد و از جهات متعددی در اجتماع و معادلات و روابط اجتماعی دارد .عصری كه در آن زندگی می كنیم شاهد پدیده های نوینی است که یكی از این پدیده ها ، جایگزینی جنگ افكار به جای جنگ ابزار می باشد . رسانه های گروهی بین المللی با هدف تسخیر افكار انسان ها ، امواج را به سرتاسرجهان می رسانند . مصادیق اصلی رسانه های گروهی بین المللی را می توان در خبرگزاری ها ، شبكه های رادیو و تلویزیون و مطبوعات عمده ی جهان خلاصه نمود(25).با توجه به اینكه وظیفه ی رسانه در دنیای کنونی ، تسخیر افكار مردم است ، وظیفه اش را به درستی انجام می دهد اما متأسفانه مسؤولین ممالك اسلامی در خواب غفلت فرو رفته اند و به دنبال این نیستند كه مشكل را مو شكافی كنند بلكه به طور سطحی و گذرا از مسائل رد می شوند ، گویا كه هیچ اتفاقی ‌نیفتاده است .اگر به شبكه های تلویزیونی و ماهواره ای رجوع كنیم خواهیم یافت كه قدرت این سلاح چقدر بیشتر از بمب های اتمی و هیدروژنی است ؛ چرا كه با بمب اتم و غیره می توان جان انسان ها را گرفت ولی روحیه ی كینه و نفرت در وجود دیگر افراد ، باقی می ماند اما با بمب رسانه ای ، ابتدا افکار تسخیر می شود و وقتی كه افكار تسخیر شد مثل كسی كه هیپنوتیزم شده است ، به دنبال آنها حركت می كند ، بدون این كه ازآنها نفرت یا بُغضی به دل داشته باشد و قبله و هدف و مقصد و مقصود اشخاص ، افكارشان می شود ؛ در حالی که افكار و مقصد آنها ، همان تلقینات رسانه ای است یعنی مثل این می ماند كه یك شكلات در دست گرفته اند و مردم را همانند یك كودك خردسال به دنبال خود می كشانند و حتی هیچ عیب و ننگی هم بر خودشان نمی بینند گویا هیچ اتفاقی نیافتاده است ؛ اینجاست كه باید گفت میمون وار و كوركورانه از رسانه تقلید می كنند ، بدون اینكه تفكر كنند . اینگونه اقدامات بر پایه ی جهل ، ‌نا آگاهی و غفلت شكل می گیرد . بازیگران این حركت اگر چه دارای سمع و بصر هستند اما هیچ استفاده ای از آن نمی كنند(26).خداوند در قرآن می فرماید: « وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون .(27) »به طور مسلم گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم آنها دل ها و عقل هایی دارند كه با آن اندیشه نمی كنند و نمی فهمند و چشمانی دارند كه با آن نمی بینند ، گوشهایی دارند كه با آن نمی شنوند آنها همچون چهار پایانند بلكه گمراه تر. اینان همان غافلان هستند .
پس با توجه به آیه معلوم می شود ، افرادی از جن و انس ، پست تر ازحیوانات هستند كه گوش و چشم و عقل و .... آنها به مثابه ی عدم وجود آن ها است و هیچ استفاده ای از آن نمی كنند . در رسانه هم همین موضوع مطرح است ، چرا كه بسیاری از مردم ، هر حرف و هر صحبتی كه در رسانه ها شود را چنان بر روی آن صحه می گذارند مثل اینكه نعوذ بالله وحی منزل است و پا فشاری بسیاری بر روی آن دارند . حال آن كه این چنین برخوردی از مردمی كه ادعای تمدن و فهم و شعور دارند ، بسیار دور و بعید است . در كتاب دانش اجتماعی آمده است : در جنگ روانی توپخانه ها ، جای خود را به رسانه ها می دهند .
در چنین فرایندی گردانندگان رسانه های گروهی به جای تسخیر سرزمین ، در پی تسلط بر افكار و فراهم آوردن زمینه های فرو پاشی حكومت حریف نه از طریق بكارگیری سلاح های گرم بلكه با القای یأس و ناامیدی ،‌ تضعیف و تخریب روحیه ی عمومی ، ‌ایجاد بد بینی نسبت به رهبران ، بی اعتمادی ،‌ ترس ، نگرانی و .... می باشند(28).حال در مقوله ی حجاب ، ‌با ایجاد یك جنگ روانی بر ضد حجاب ، كم كم مردم كشورهای اسلامی تحت تأثیر این تبلیغات قرار می گیرند و روحیه آن ها متزلزل می شود . ما تا وقتی كه یك استراتژی فعال نداشته باشیم و به عبارت دیگر استراتژی انفعالی داشته باشیم ، مقابله در برابر این تهاجمات روانی و رسانه ای ، محال است . متأسفانه در باب رسانه هم آن قدر پیش رفت چشم گیری نداشته ایم كه توان مقابله با تهاجم رسانه ای آنها را داشته باشیم . با این اعمال وروش هاست كه مردم كشور ، سست اعتقاد می شوند و به اصول دینی و مذهبی خودشان شك می كنند . زمانی كه شك در خانه ی دلشان لانه كرد ، مبارزه کردن با آن شك ، كار و فعالیت و بودجه های بسیار زیادی را برای مقابله با آن ها طلب می كند . در كتاب آمریكا و گفتمان استكباری آمده است : آنان (آمریكا و كشورهای غربی) با تأكید بر دو قدرت نرم افزاری و سخت افزاری خود ساختاری جدید با عنوان نظم نوین جهانی را برای جهان ترسیم كرده اند . آمریكا در عرصه نرم افزار با تكیه بر قدرت رسانه ای و تبلیغاتی خود در صدد شكل دهی افكار عمومی مردم جهان است و از این طریق تلاش روز افزونی برای جهانی سازی ارزش های آمریكائی در عرصه ی فرهنگ ،‌ دموكراتیزه كردن نظام های سیاسی و ترسیم ساختار اقتصادی كشورها براساس كاپیتالیسم صورت می دهد تا تنها ارزشهای جاری و معتبر در جهان ارزشهای آمریكایی باشد(29) .با توجه به توضیحاتی كه در رابطه با سکولاریسم داده شد كه اصطلاحی عوام فریب است و در پشت پرده آن ، خالی كردن و تهی كردن تمام شؤون زندگی از دین است ، معلوم می شود كه این كشورها ، با استفاده از رسانه ، در صدد كنترل افكار و تحمیل عقاید و یا به عبارتی تحمیل و تلقین روش زندگی آمریكایی است . یكی از این شؤون ، دستورات اسلام در رابطه با فساد وفحشا است ، كه باید كنترل شود وگرنه خسارت غیر قابل جبرانی به اجتماع وارد می كند كه مقدمه ی تمام فسادها بد حجابی است ؛ یعنی چیزی كه منجر به فساد اجتماعی و اخلاقی می شود ، همان بی حجابی است ؛ زیرا اگر بی حجابی در جامعه حاکم باشد ، جوانان جامعه هم فاسد می شوند و به دنبال آن جامعه ی فاسد و مفسد وجود پیدا می کند . آن ها با تأسیس شبكه های ماهواره ای و سایت های اینترنتی ، در پی تضعیف حجاب می باشند و به دنبال تلقین این هستند كه حجاب ، یك امر واپسگرایانه است ، و بعضی از مردم هم همانند كودك به دنبال شكلات می روند و این عقیده را می پذیرند ، در این جا است كه مهارکردن اشتباه و انحراف ، کار بسیار دشوار یا شاید امری محال باشد ؛ پس در مسأله ی رسانه ، باید تا هنوز اندک فرصتی باقی است ، از خواب غفلت بیدار شویم و شبكه هایی را فقط جهت تلقین افكار اسلامی تأسیس كنیم تا بیش از این ضربه نخوریم ؛ منظور از تلقین ، آموزش به شیوه ای است که مورد پذیرش عموم جامعه باشد . البته اگر قرار باشد با تأسیس این شبكه ها ، همان حرف های قدیمی و فیلم ها و سریال های به درد نخور و تاریخ مصرف گذشته را به نمایش بگذاریم ، بهتر است كه از ابتدا این اتفاق نیفتد ، زیرا ضرر این كار بیش از نفعش است .

پی‌نوشت ‌ها:
1. خبرگزاری مهر در تاریخ 15/4/1390www.mehrnews.com
2. پایگاه اطلاع رسانی رجا
www.rajanews.com
3. خبرگزاری زنان ایران در تاریخ 15/1/1389
www.iwna.com
4. احزاب آیه 33
5. پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 23/3/1389
6. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 36
7. محمد کاویانی ، روان شناسی و تبلیغات ص 36
8. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 32
9. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 33
10. سلیمی بنی ، صادق ، مباحث سیاسی سطح 2 ص 69
11. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 43
12. طغرا نگار ، حسن ، حقوق اساسی – اجتماعی زنان ، پیش و پس از انقلاب اسلامی ص 338 تا 355 و جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچمداران ص 391 و شیرودی ، مرتضی ، نقش سیاسی اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران ص 159
13. جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچم داران ص 391
14. پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 18/11/1389
www.rajanews.com
15. باقی نصر آبادی ، علی ، غرب شناسی 2 سطح 2 ص 33 و بررسی مبانی فرهنگ غرب و پیامد های آن ص 83 تا 98
16. ابراهیم زاده ، نبی الله ، حاکمیت دینی ص 17 و باطنی ، محمد رضا ، فرهنگ انگلیسی فارسی معاصر ذیل همین واژه و فرهنگ و دین ص 970
17. جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچمداران ص 309
18. خطیبی کوشکک ، محمد ، بررسی تطبیقی جامعه اسلامی و جامعه ی مدنی ص 76 و غرب شناسی 2 سطح 2 ص34
19. بیات ، عبد الرسول و همکاران ، فرهنگ واژه ها ص 327
20. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ، ص12
21. پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله ) ، بیانات در دیدار با کارکنان و فرهنگیان کشور در تاریخ 15/2/1372
www.khamenei.ir
22. قنبری ، آیت ، جریان شناسی 2 سطح 1 ص53
23. شیرودی ، مرتضی ، نقش سیاسی اجتماعی زنان در تاریخ معاصرایران ص 53 و فوران ، جان ، مقاومت شکننده ص 359
24. پارسا ، طیبه ، پوشش زن در گستره تاریخ ص
25. جمعی از نویسندگان ، دانش اجتماعی ، ج1 ، ص94
26. جمعی از نویسندگان ، ره توشه ی راهیان نور محرم الحرام 1432 ، ص 141
27. اعراف ، 179
28. جمعی از نویسندگان ، دانش اجتماعی ، ج1 ، ص106
29. جمعی از نویسندگان ، آمریكا و گفتمان استكباری ، ص12
 
منبع :
http://rasekhoon.net